جستجو
     
 
 
 
   
فلسفه دین و نبوت > رابطه علم و دین از دیدگاه سید جمال الدین اسد آبادی 835
نسخه چاپی ارسال برای دیگران نظرات شما  
   
   
 

نسبت میان علوم ودین، تعاون ویا تقابل آن دو، همواره برای عالمان وروشنفکران دینی مسأله ساز وتأمل برانگیز بوده است.


سید جمال ومشکل علم ودین:


سید جمال، بدون تردید عالم زمان خویش بود. زندگیش نوین ومنحصر به فرد بود. وی راباید از بزرگترین احیاگران اندیشه دینی برشمرد. در سلسله مصلحان ونواندیشان، کمتر می توان همانندی برایش یافت. شخصیتهای معاصر ومتأخر از وی، چون عبده، رشید رضا واقبال ودیگران، همگی در زدودن خرافات وپالایش ناخالصیهای دین وعرضه صحیح تعالیم دینی از او الهام وتأثیر پذیرفته اند.برخورد این بزرگان، بویژه سیّد،دربرابر فرآورده های دانش زمان خود وجایگاهی که این برخورد در مجموعه تفکّر اصلاحیِ آنان دارد، می تواند برای راه آموزان این طریق راه گشا ومفید باشد. از آن جا که سید جمال الدین، به معارف اسلامی آشنایی عمیق داشت وعلم ودانش را مایه سربلندی وعزت وشکوه هر ملتی می دانست وجهل رامایه انحطاط وعقب ماندگی، نمی توانست نسبت به سیاست ترغیب وتشویق جوامع دینی به سوی علم ودانش جدید بی تمایل وبی عقیده باشد. اندیشه باز و اعتقاد صواب او به این که علم ودانش مرز جغرافیایی نمی شناسد واین گوهرگران، ملک طلق ومنحصربه فرد هیچ صاحب فکر واندیشه ای نیست، او را در این جهت مصمّم ترمی ساخت به اعتقاد سیّد:علم است که هر جا عظمت وشوکت خود را ظاهر می سازد… پادشاه علم، هر وقتی پایتخت خود را تغییر داده است وگاهی از شرق به غرب وگاهی از غرب به شرق رفته است… علمای ما در این زمان،علم رابه دوقسم کرده اند: یکی رامی گویند علم مسلمانان، یکی رامی گویند علم فرنگ. وازاین جهت منع می کنند دیگران را از تعلیم بعضی از علوم نافعه واین رانفهمیده اند که علم آن چیز شریفی است که به هیچ طایفه ای نسبت داده نمی شود، بلکه هر چه شناخته می شود به علم شناخته می شود وهر طایفه ای که معروف می گردد به علم معروف می گردد.اما او در زمانی می زیست که علم زدگی، غربزدگی وتجدد گرایی افراطی سکه رایج زمانه بود وبسیاری از متفکرین اسلامی نیز از تراوشات این گونه مسائل در امان نبودند.سیر سید احمد خان هندی،شبلی شمیل،طهطاوی را می توان ازاین گروه شمرد.


سیّد، اگر چه به علم فرا می خواند وریشه عقب ماندگی مسلمانان را در آن می دید، امّا از اتکای مطلق براندیشه های تجربی غرب،به دلیل خطرانحراف ومادیگری، برحذر می داشت.رساله نیچریه،که ازمعروفترین نوشته های سید، به شمار می آید، حرکتی است علیه اندیشه های مادیگرایانه و آنان که به این سمت وسو دعوت می کردند، مانند سرسید احمد خان و…لبه تیز رساله نیچریه متوجه اندیشه ورانی است که به اعتراف خود، مادی مذهب بوده اند ویا به این ویژگی آوازه یافته اند. این که متفکرانی چون: اپیکور، مزدک، روسو، ولتر،داروین و… را وابسته به جهان بینی واحدی دانسته واختلافات وگونه گونی تفکر آنان رانادیده انگاشته ویاسه آیین: سوسیالیسم ونهلیسم وکمونیسم را، یکسان نقد کرده، از این دیدگاه ایشان نشأت می گیرد که همه اینها، به عوامل طبیعی ومادی اهمیت داده اند وگاه در برتری آنها بر عوامل معنوی وما بعد الطبیعه، همد استانند. بله، علم در آن دوره از تفکر بشر، می رفت که ماهیتی زمینی بیابد ودر جوهره خویش، از عنصر اثبات ماورای طبیعت، تهی گردد. حتی در تاریخچه، زندگانی داروین می خواینم که وی، رفته رفته به لاادری گری روی می آورد، گرچه با ماتریالیستهای قرن نوزدهم پیوند اخوت نمی بندد.سیّد، در رساله نیچریه، با استدلالات فلسفی، به رویاروی با احیاء گران تفکر مادی ولاادری گری می پردازد.وی، نیچرسیم رامعادل طبیعت پرستی و دهرگرایی محض می داند. در پاسخ معلمی از اهالی هندوستان می نویسد: ای دوست عزیز! نیچر عبارت است از طبیعت وطریقه نیچریّه، همان طریقه دهریّه است که درقرن رابع وثالث قبل از میلاد مسیح در یونانستان،ظهور نموده بودند. ومقصود اصلی این طایفه نیچریه، رفع ادیان وتأسیس اباحت و اشتراک است در میانه همه مردم.


سید جمال و تفسیر عملی:


مهمترین جایگاهی که غله های مختلف کلامی مسیحیت، بر سران به معارضه پرداختند، تفسیر کتاب مقدس بود. تطبیق محتوای آن با فراورده های دانش تجربی بشر ویا دامن برکشیدن از تراوشات ذهنی انسانی موضوع جدّیِ مباحث آنان راتشکیل می داد.در حوزه تفکر اسلامی، با وجود گسترش مراکز اندیشه وتحقیق، از آن جهت که اصطکاک کمتری با دستاوردهای دانش تجربی در غرب یافته است، معارضه ویا آشتی باروند این جریان کمتر نمود وجلوه گاهی یافته است. البته، در دوره حاضر، گفتگو درباره مباحث کلام جدید، بویژه، مهمترین محوران، یعنی موضوع علم ودین، رونق بسیار دارد. لیکن بر خورد پیشینیان با این گونه جریانات را باید از درون مباحث واندیشه های پراکنده آنان جستجو نمود. وشاید مناسب ترین موقعیتی که بتوان جریان تفکّر آن بزرگان در این مورد بخصوص راریشه یابی نمود، مباحث وروش تفسیری آنان می باشد. بدین لحاظ،به دنبال مباحث پیشین، مبنی بر طرح مواضع سید جمال ومعاصرین او در برابر روند علوم تجربی، مناسب می بینیم تاحدّی به تجلی وتبلور دیدگاههای یادشده در روش ورویه تفسیریِ آنان نیز نظری اجمالی بیفکینم.سیدجمال، از خود تفسیری به جای نگذاشته است، تابتوان مستقیماً طرز تلقی او را در این رهگذر، از آن به دست آورد، لیکن بزرگترین شاگردوی، یعنی، شیخ محمد عبده، پایه گذار سبک نوینی در تفسیر گشت که پس از او بسیاری از شاگردان و یا معاصرین وی، به پیروی از او ویا مستقلاً، این روش رادنبال نمودند.

 

علاوه بر این، سر سیّد احمد خان هندی نیز، دارای تفسیر نوینی در قرآن به نام: (تفسیر القرآن وهو الهدی والفرقان)است که سید جمال، در طی یک مقاله، انتقادات شدیدی برآن نگاشته است .هر چه علوم تجربی پیشتر می رفت، عالمان واندیشمندان دینی نیز بیشتر وجدّی تر، ضرورتِ این مهم رادر می یافتند که باید در تطبیق ویا تفکیک حوزه های علم ودین از یکدیگر بکوشند. امّا اگر جهان وعالم هستی واحداست ومعرفت انسانی ومعرفت الهی، هر دو، درباره یک موضوع واحد( انسان ـ طبیعت ـ هستی ـ خدا…)سخنی می گویند.پس باید، در تطبیق گفته های قطعیِ آنها با یکدیگر کوشید. بدین ترتیب،سبک تفسیری نوینی متولد گشت که به تناسب، برآن نام (تفسیر علمی)نهادند ودر تعریف آن چنین گفتند: تفسیر علمی، تفسیری است که مفسّر می کوشد تا عبارات قرآن را در روشنایی فرآورده های علمی فهم کند وبدین طریق از اسرار اعجاز قرآن پرده برداری پرده برداری نماید.تفسیر علمی بدین معنی، یعنی تبیین پاره ای از آیات قرآنی با تکیه بر شواهد علم وتجربی، البته پیش از آن زمان نیز، در میان متقدمین از مفسّرین، طرفدارانی چند از جمله: ابو حامد غزالی، فخرالدین رازی، سیوطی ودیگران داشته است.


واین، نشان از ارتکاز مشکله علم ودین در ذهن آنان به گونه ای مجمل وبسیط دارد. امّا ظهور وگسترش تفسیر علمی از قرن نوزدهم میلادی(ق 13 هجری قمری ـ دوره سید جمال) بدین سو حکایت از گسترش بستر وزمینه های نیاز نسبت بدین روش دارد. در این میان علم زدگانی چون سرسید احمد خان که سخت معتقد به انطباق وحی با فرآورده ای دانش تجربی بودند، در انطباق این دو با یکدیگر، به طور معمول، علم رامتبوع ووحی راتابع قرار می دادند ودر رفع تعارض این دو، همواره، حکم به سود علم صادر می نمودند.سیّد احمد خان، در تفسیر قرآن، روش هیچ یک از مفسّرین پیش از خود رانمی پسندد وبر آنان خرده های فراوانی می گیرد ودرانتها،براساس روش وسبک نوین خویش، معتقد می گردد که قرآن وتعالیم آن، هیچ مغایرتی با تجارب علمی بشر ندارد:… من در أیامی که برای بیداری مسلمانان مجاهدت می کردم وبه بسط ونشر علوم جدیده می پرداختم،قهراً بدین خیال افتادم که ببینم آیا حقیقتاً، این علوم همان طور که می گویند مخالف بادیانت اسلام وقرآن است؟

 

بالاخره(برای این که تحقیقاً به این نکته راه یافته باشم)، مدتها صرف وقت کرده، کتب تفاسیر را تا آن جایی که مقدورم بود بررسی کرده واز مطالب آنها آگاه شدم وحقیقت این است که من در پایان امر به استثنای یک رشته مطالبی که مربوط به علم ادب است چیزی در این کتب نیافتم… من، درآخر به مطالعه وبررسی خود قرآن مجید پرداختم، مدتی در اطرافِ آن بنای غور وخوض را گذاشتم وگفتم که:(به مفاد آفتاب آمد دلیل آفتاب )باید از خود قرآن فهمید که نظامات آن روی چه اصولی قرار گرفته است، تا بعد از چندی به توفیقات الهی پی به این نکته برده وتحقیقاً دانستم که اسلام مطابق اصول مستخرجه از قرآن هیچ نوع مخالفتی با هیچ یک از رشته های علوم جدید ندارد واینکه براستی می گویم که: من شاگرد دبستان قرآن عظیمم) اندیشه های گوناگونه وی،درباره موضوعات مختلفی چون:مسأله (حقیقت وحی)،(نبوت)، (حقیقت ملائکه وفرشتگان)، (حقیقت جهنم وبهشت)، (نسخ قرآن )،(معجزات وکرامات اولیا وپیامبران)وغیره همگی حکایت از نوعی تمسّک به عقلانیت مطلق وعلم زدگی در تفسیر وتبیین حقایق دینی دارد.


نمونه ها:


وحی:


(به اعتقاد وی، هیچ واسطه ای میان خدا و پیامبر نیست. پیامبر، وحی رامستقیماً از خدامی گیرد. جبرئیل، در حقیقت، معرّف نمادین قوه پیامبری است. دل او آینه ای است که اشراقات الهی راباز می تاباند. دل اوست که پیامش رابه خدا می برد وسپس با پیام الهی باز می گردد.او، موجودی است که کلام الهی از او صادر می شود. گوشی است که سخن بی لفظ وبی آوای خدا را می شنود، چنانکه گویی، دیگری با او سخن می گوید. خود را با چشم جسمانی خود می بیند، چنانکه گویی دیگری در برابر او ایستاده است.


فرشته:


او، معتقداست که کلمه ٌ(فرشته) نماینده قدرت نامتناهی خدا وامکانیات اشیاء است. جمود کوهها ومَیعَان آب وقابلیت رشد گیاه ونیروی جذب ودفع الکتروسیته وخلاصه، همه، نیروهایی که در اشیاء مختلف جهان هستی، متجلّی است، با کلمه فرشته، نمایش داده است.


معجزه:


او، معجزه راچون تخطّی از قوانین طبیعت است، نمی پذیرد: قانون طبیعت،وعده عملی خداست به این که فلان چیز، چنین واقع خواهد شد. واگر ما بگوییم که آن چیز، ممکن است بر خلاف وعده الهی واقع شود، به منزله آن است که او را متهّم کنیم که بر خلاف وعده خود عمل می کند. واین غیر قابل تصور است.می افزاید: من، امکان پذیر بودن معجزه رابه این دلیل انکار نمی کنم که بر خلاف عقل است، بلکه به این دلیل آن را انکار می کنم که قرآن وقوع حوادث واتفاقاتی راکه بر خلاف قوانین طبیعت اند وجریان معهود امور رانقض می کنند،تأیید نمی کند.


نبوت:


قوه پیامبری در همه کس،بدون استثناء وجود دارد، منتهی درجات آن در اشخاص مختلف، فرق می کند. وحی خدا،به روی همه کس باز است. پنهانیهای عمیق دل آدمی، همواره پذیرای ندای روحانی است.در برابر اندیشه های مذکور ودیگر آرای سید احمد خان، بسیاری از بزرگان جهان اسلام، موضع گرفتند. سیّد جمال، که در بعُد فرهنگی، مبارزه با عقلانیت وتجدد گرایی وتجربه گراییِ افراطی رامحور مساعیِ خویش قرار داده بود، با این گونه تو جیهات وتفاسیر، به شدت به مبارزه بر خاست. به اعتقاد او، این گونه تأویلات، ریشه در حس گرایی و تجربه گرایی غربی دارد که دامنبرخی علم زدگان مسلمان، امّا فریفته غرب رانیز آلوده ساخته است.سیّد جمال، در تفسیر مفسر، که در بردارنده نقد وبررسی آرای تفسیری سیّد احمد خان است، می نویسد: … در این عالم بحث وتفتیش از افکار مسلمانان شنیدم که: شخصی از ایشان در حالت کِبرسن وکثرت تجربیات سیاحت ممالک فرنگ رانموده وپس از کدّ وجَهت به جهت اصلاح مسلمانان تفسیری بر قرآن نوشته است. به خود گفتم: اینک همانکه می خواستی وچنانچه عادت سامعین امور جدیده است خیال خود را رد جولان آورده تصورات گونه گونه در حق آن مفسّر وآن تفسیر نمودم وگمان کردم که این مفسّر، بعد از همه این تفاسیر کثیره ای که محمد ثین وفقها ومتکلمین وحکماو صوفیه وادبا و نحویین وزنادقه چون این راوندی وامثال آن نوشته، البته دادِ سخنی را داده است وکشف حقیقت رانموده، به نکته مقصود رسیده باشد…

 

چون تفسیر به نظر گذشت، دیدم که به هیچ وجه، این مفسّر از این امور کلمه ای سخن در نیاورده است… فقط در ابتدای تفسیر خود چند سخنان در معنی سوره وآیه وحروف مقطعه اوایل سور رانده است وپس از آن همت خود را براین گماشته است که هر آیه ای که درآن ذکری از ملک ویا جن ویا روح الامین ویا وحی ویا خبت ویا نار ویا معجزه ای از معجزات انبیاء، علیهم السلام، می رود آن آیه را از ظاهر خود برآورده به تأویلات بارده زندیقهای قرون سابقه مسلمانان تأویل نماید.باری، سید جمال وسرسید احمد خان، سمبل دونوع تفکّر وبینش کاملاً متفاوت در محدوده مسائل پیچیده علم و دین به شمار می آیند که پس از خود هر یک پیروان ورهروان فراوانی یافته اند. سید احمد خان سمبل تجدد گرایی وعقلانیت گراییِ افراطی ودیگری شاید بتوان گفت: یک تجددگرای معتدل که از یک طرف بر عنصر پویا در بطن تعالیم دینی تأکید می ورزد واز طرف دیگر، در پاسداری ازحریم سنت وخلوص دینی می کوشد و هیچ گاه حاضر نیست آنچه راکه به عنوان مایه های سنتی وشالوده های اساسی مکتب می شناسد، در پای تجددگرایی وپویایی قربانی نماید.

 

جالب این است که پس از سیدجمال،بزرگترین شاگردوی،یعنی،شیخ محمد عبده گام در راه تفسیر علمی می گذارد. اگر چه روش او، بسیار معتدل تر ومتفاوت تر از روش سرسید احمد خان می باشد، لیک آثار پیروی از عقلانیت در افکار واندیشه های عبده نیز بسیار هوید است. لذا عبده، اگر چه در الا زهر یعنی کانون تفکّر اهل سنت درس می گوید،امّا به لحاظ تفکّر کلامی، بیشتر اعتزالی وشیعه مسلک نمی نمود و به عقل ومبادی عقلیه ارجی تمام می نهاد. در گشودن در های اجتهاد، اجتهادی بلیغ داشت وچند فتوای معروف وی پیرامون مسأله بهره بانکی،حلّیت زباعِ اهل کتاب وپوشیدن لباستهای غیر سنتی وغیره همگی نشانگر بینش گسترده وتسامحی او در برخورد با مسائل فقهی ودینی محسوب می گردد.البته او بر خلاف سید احمد خان که در تفسیر قرآن هرگز از احادیث استفاده نمی کرد،هم از دلایل قطعی و دستاورد های عقلی وعلمی استفاده می کرد وهم از احادیث صحیح ومعتبر. ودر همین حال، می کوشید میان مسایل دینی وعلمی، طریق جمعی بجوید وبه قول استاد احمد امین:« هوفی تفسیره یحاول التوفیق بین الاسلام ونظریات المدینه الحدیثة، ویتبع طرقاً من التأمل للتوفیق بین الدین ونظریات العلم» در تفسیرش،بین اسلام ونظریات اجتماعی جدید وفق می داد. و در کشف راههایی که به توفیق بین علم و دین بینجامد کوشا بود.


پس از عبده شاگردوی،محمدرشید رضا، روش تفسیری استاد را گام به گام در تفسیر المنار دنبال کرد و در واقع بخش عظیمی از تفسیر المنار،تقریرات عبده می باشد که شاگردوی، پس از تقریر، از نظر استاد گذرانده و سپس به چاپ رسانده است. پس از رشیدرضا نیز، شیخ طنطاوی جوهری در تفسیر معروف(الجواهر فی تفسیرالقرآن ) دنبال کننده تفسیر علمی قرآن است ودر این روش راه مبالغه راپیموده است، چنانکه به اعتقاد بسیاری، تفسیر مزبور از جمله افراطی ترین تفاسیری است که در جستجوی تطبیق معارف قرآن،با اطلاعات وفرآورده های دانش تجربی می باشد. حتی تفسیر عبده ورشید رضا در برابر آن،به عنوان تفاسیری معتدل به شمار می آیند.کثرت مطالب علمی در این تفسیر، به حدّی است که محققین، تفسیر او را،بیشتر، دائرة المعارفی دانند تا تفسیر. به قول استاد محمد حین ذهبی، یکی از محققین نامی در علوم قرآنی:« فیه کلُّ شیٌٍ الا التفسیر» تفسیر علمی، البته، با نام این بزرگان خاتمه نمی یابد وبسیاری دیگر، چه در مصر وچه در کشورهای دیگر، چون: ایران ولبنان، بدین روش،به صورت افراطی ویا معتدلِ آن روی آورده وخود را ناگزیر از رویا روی گرداندنِ قرآن با مسائل علوم جدید می دیدند واین فرآیند عملی، حقیقت مسلّمی را به خوبی نمایان می سازد:


یک اندیشمند ومتفکر دینی،هرگز نمی تواند آنچه را که از دانش تجربی وبشری بر او وارد گردیده است، با آنچه از کانون تعالیم دینی، یعنی، وحی ودریافت داشته است در تنافی وتغایر ببیند وخواه وناخواه به تلایم این دو خواهد پرداخت ودر این مسیریا از این خواهد کاست ویا از آن. آنان که در طریق علم وتجددگرایی دل باخته ترند، خواه ناخواه تأویل شریعت رادر پیش خواهند نهاد وتعالیم وحی رایکسره به قلم موی علم وعقلانیت رنگ آمیزی خواهند نمود وآنان که به حریم ثبات وخلوص دینی سرسپرده ترند، حتی در مقابل موٌید ترین نظریه های علمی نیز سخت مقاومت خواهند نمود، شاید که کوس رسوایی آن نظریه روزی به صدا در آید.

 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران
(my.tahoor.com) اقدام نمایید.
   
 
 
 
منابع:
1- سيد جمال الدين وانديشه هاي او، مرتضي چهاردهي، ص343ـ 345
2- مقالات فلسفي، استاد مطهري ج 1، ص 50
3- مقاله علم و دين از ديدگاه سيد جمال الدين اسد آبادي
 
 
  فلسفه دین و نبوت
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز  
  صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما | مبانی اعلام  
  انبیاء | 14 معصوم | فقها و اصولین | فلاسفه | مورخین | محدثین | مفسرین | عرفا | ادبا و شعرا | زمامداری | دیگر دانشمندان | دیگر شخصیت ها
کتاب شناسی | متکلمین | فرقه ها و مکاتب فکری | اقوام، قبایل و طوایف | مکان ها | حوادث تاریخی