جستجو
     
 
 
 
   
فلسفه دین و نبوت > دیدگاههای مختلف در مورد رابطه دین و دنیا 770
نسخه چاپی ارسال برای دیگران نظرات شما  
   
   
 

در باره رابطه دین و دنیا نظرها مختلف و گرایشها متفاوت است، از جمله :

دین ابزار دنیا و وسیله عمران و آبادانی آن از طریق ایجاد اخوت و برادری و برابری میان بشر است.

 

این تصویر كه صریح برخی از كلمات غربیان‏ و لازمه كلمات برخی از فلاسفه‏ می‏باشد، بر پایه دنیاگرایی دین مطرح شده است.
ملاحظاتی كه در این رابطه است عبارتند از:
الف ـ ادعای اینكه هدف نهایی دین فلاح دنیوی است كه همان برخورداری از مواهب طبیعت و زندگی در سایه عدل و آزادی و برابری می‏باشد، ماده‏پرستی است.
ب ـ انسان به معرفت اخروی بیشتر نیاز دارد تا به قوانین دنیوی محض. چگونه امكان دارد نیاز قلیل از طرف دین برطرف شود اما نیاز اصیل و كثیر همچنان باقی بماند.
ج ـ این نگرش با متن هیچ یك از ادیان آسمانی سازگار نیست.


عمران و آبادانی دنیا یكی از دو وظیفه اصلی دین است و هدف دیگر آن سعادت اخروی انسانهاست. یعنی پیامبران دو مقصد مستقل داشته‏اند یكی مربوط به سعادتی با هویتی دنیوی و دیگر، آن سعادت اخروی كه هویتی روحی دارد.

در این نظریه :
الف ـ رابطه دنیا و آخرت در این تصویر نادیده انگاشته شده است.
ب ـ عمران و آبادانی دنیای مستقل از آخرت فانی شدنی است و نمی‏تواند هدف باشد.
ج ـ مطالعه درون‏دینی ما را به یك هدف نهایی كه كمال است رهنمون می‏سازد.

3- از منظر دین، دنیا مقدمه آخرت است. پس ارزش واقعی از آن ِآخرت است و دنیا وسیله است.

 

حقیقت آن است كه دین نه برای دنیا و نه برای آخرت آمده است، بلكه برای ایجاد حیاتی معقول و مورد رضایت الهی برای بشر است. دنیا و آخرت ظرف این هدف می‏باشند. اگر كسی در همین دنیا به كمال رسید آثار این كمال در روح و روانش هویداست. لكن چون انسان مدتی كوتاه در این سرای مادی زندگی می‏كند و از طرف دیگر موانعی وجود دارد كه انسانهای پاك و مسؤولیت‏دار، دایماً در فشارند، از این‏رو، این كمال و سعادت در آخرت ظهور كامل می‏یابد و انسان متكامل به صورتی كامل و جاوید از این نعمت عظیم استفاده می‏برد.


دین چندان رابطه‏ای با دنیا ندارد. هدف دین، آخرت و نفی انانیت و خدامحوری به جای انسان‏محوری است. و بسیار اندك به دنیا اشاره دارد. و این اشاره‏ها مختص مواردی است كه ممدّ انسان در هدف دینی باشد و یا مزاحم او از آن هدف قرار گیرد.

در این نظریه:
الف ـ كمیّت و كیفیّت موارد ممدّ و مزاحم برای هدف دین بیان نشده است.
ب ـ گذشت كه هر فعلی بر روح انسان اثری دارد و در سعادت و شقاوت او نقش بازی می‏كند و ارتباط گسترده و عمیقی بین افكار و كردار انسان با روح وی برقرار است.
ج ـ اگر پذیرفتیم كه در دنیا برخی امور، ممدّ دین و هدف آن است و برخی مزاحم آن، و باید این موارد رعایت شود، در این صورت ما باید نظام و سیستمی خاص در محیط اسلامی بنا كنیم و دیگر نمی‏توان از سیستمهای دیگران سود جست، زیرا ماهیت سیستم عبارت است از اجزایی كه با هم نحوه خاصی ارتباط دارند برای تحقق هدف مشترك و اگر یك جزء اضافه یا كم شود، سیستم به هم می‏خورد و شاید متلاشی گردد. مثلاً سیستم بانكداری غربی را اگر بخواهیم در ایران پیاده كنیم و تنها رباخواری را كه مزاحم هدف دین است از آن سیستم حذف كنیم، كل سیستم را از نو باید بنیان نهاد و دیگر سیستم غربی نخواهد شد، بلكه نظامی اسلامی (در صورت رعایت بقیه موازین) خواهد بود. پس نفی نظام اسلامی از اسلام تجزیه آن است.


دین هیچ رابطه‏ای با دنیا ندارد؛ نه دوستانه و نه خصمانه. دین مجموعه‏ای از مسایل معنوی و روحی برای آبادی آخرت است.


در این نظریه:
الف ـ ارتقای روحی و سعادت آخرت با اعمال انسانی تكوّن می‏یابد، چگونه امكان دارد
دین نسبت به دنیا كه ظرف تحصیل آخرت است، بی‏تفاوت باشد و از روابط دقیق عمل و جزا ساكت باشد. روابطی كه انسان با عقل خود توان كشف صحیح آنها را ندارد. ب ـ این تصویر لااقل با دین اسلام و محتوای آن ناسازگار است.
6ـ دین دشمن دنیاست و دنیا متضاد با دین است. زیرا همه ادیان از دنیا بد گفته‏اند و
پیروان خویش را به زهد و دوری از آن فرا خوانده‏اند اوضاع ملل دینی نیز شاهد بر آن است.

در این نظریه:
الف ـدنیا دو وجهه دارد: دنیای ممدوح و دنیای مذموم. اگر انسان از امكانات دنیا برای نیل به هدف دین كه همان كمال است استفاده كند، این دنیا ممدوح است و اگر در حد دنیا متوقف شود و به آن به دیده هدف اندیشه كند، دنیایی مذموم خواهد داشت. و در حقیقت مذمت و مدح نه برای دنیاست كه برای برخورد انسان عارض می‏شود.
ب ـ با مراجعه به متن دین متوجه می‏شویم كه خود دین، ما را به استفاده از دنیا و عدم ترك آن دعوت می‏كند. خود قرآن مجید می‏فرماید: « وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مَن اَلْدُّنْیا»؛ بهره دنیویت را فراموش مكن. (قصص، 77)
ج ـ عقب‏ماندگی ملل مسلمان ربطی به دین اسلام ندارد و دلیل آن هم تولد دانشهای بسیار و ایجاد تمدن عظیم از ناحیه مسلمانان است. و این در حالی بود كه غربیان در توحش زندگی می‏كردند. و از نظر تاریخ، آن زمانها مردم مسلمان به اسلام بیشتر اهمیت می‏دادند و یكی از مشغله‏های آنان، تعلیمات اسلامی بود.

نظریه برگزیده


تعریف دنیا در بینش اسلامی و آیات و روایات، عبارت است از یك سری امكانات مادی در این جهان. و این دنیا مزرعه و انسان زارع آن است. و دین قوانین كمیت و كیفیت زراعت و بهره‏وری می‏باشد. و آخرت محل ظهور كامل و فصل برداشت همه زراعت است. دنیا نعمت بزرگ و بهترین عالم از عوالم وجود برای مؤمنان است. زیرا محل و موجب وصول آنان به كمالاتشان می‏شود و پایه هر سعادتی در آن ریخته می‏شود. امام علی، علیه‏السلام، وقتی دید شخصی بدون درك صحیح دنیا را مذمت می‏كند او را توبیخ كرد و فرمود: « اَلْدُّنیا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَها وَ دارُ عافیَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْها وَ دارُ غِنیً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَ دارُ مَوْعِظَةٍ لِمَن ِاْتَّعَظَ بِها، مَسْجِدُ اَحِبّاء ِاللَّه ِوَ مُصَلیَّ مَلائِكَة ِاللَّهِ، وَ مَهْبَطُ وَحْی ِاللَّه ِوَ مَتْجَرُ اَوْلیاءِ اللَّهِ، اِكْتَسَبوُا فیها الرَّحْمَةَ وَ رَبِحوُا فیها الْجَنَّةَ». ترجمه: دنیا سرای راستی است برای آن كه آن را باور دارد، و سرای ایمنی است برای كسی كه از آن درك و فهم كند، و محل توانگری است برای كسی كه از آن توشه برگیرد، و سرای پند است برای شخصی كه از آن پند پذیرد، محل عبادت بندگان و دوستان خداست و جای نماز فرشتگان خداست، و مكان فرود آمدن وحی خدا می‏باشد، و جای تجارت دوستان خداست كه در آن رحمت كسب كنند و بهشت سود برند.


از نظر دین اسلام دنیا و آخرت هیچ تضادی با هم ندارند و آنچه كه مهم است جهت‏دهی به استفاده از آن است كه مربوط به انسان می‏شود. امام علی(ع) این رابطه را بسیار زیبا ترسیم می‏كند و می‏فرماید: « اَلْنّاسُ فی ِالدُّنْیا عامِلان: عامِلٌ فی ِالدُّنیا لِلدُّنیا قَدْ شْغَلَتْهُ دُنْیاهُ عَنْ اخِرَتِه‏ یَخْشی‏ عَلی‏ مَنْ یَخْلُفُهُ الفقرَ وَ یَأْمَنُهُ عَلی‏ نَفْسِه‏، فَیُفْنی‏ عُمْرَهُ فی ِمَنْفَعَة ِغَیْرِه‏، وَ عامِلٌ عَمِلَ فی ِالدُّنیا لِما بَعْدَها فَجاءتهُ الذَّی‏ لَهُ مِنَ الدُّنیا بِغَیْرِ عَمَلٍ فَاَحْرَزَ الحَظَّیْن ِمَعَاً وَ مَلِكَ الدّارَیْن ِجَمیعاً فَاَصْبَحَ وَجیهاً عَنْدَ اللَّه ِلا یَسْألُ اللَّه حاجَةً فَیَمْنَعَهُ» مردم در دنیا دو دسته‏اند: یكی در دنیا برای دنیا كار می‏كند كه او را دنیا گرفتار ساخته و از آخرتش باز داشته، می‏ترسد بازماندگانش به تنگدستی دچار شوند، و از تنگدستی خود ایمن گشته، پس زندگی خود را در سود دیگری به سر می‏رساند، و دسته دیگری از مردم در دنیا برای آخرت كار می‏كند و بدون آنكه كار كند (برای دنیا) آنچه برای اوست به او می‏رسد. پس هر دو بهره را جمع نموده و هر دو سرا را به دست آورده است. و در نزد خدا با آبرو گشته است و از خدا حاجتی طلب نمی‏كند كه او را منع از آن كند. پس دین، بهره انسان را از دنیا قطع نكرده است بلكه آن را وسیله به سعادت رسیدن و كسب كمال او می‏داند.
در تفسیر المیزان آمده است: اینكه در قرآن آمده است: « اَلَذّی‏ اَعْطی‏ كُلَّ شَیْی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی‏» "(خدا) كسی است كه به هر چیزی خلقت مناسبش را داده و سپس هدایت كرده است." (طه، 50) در مورد انسان تمام بودن خلقت به این است كه به كمال وجودیش در دنیا و آخرت هدایت شود. پس هدف اصلی كمال حقیقی است و این كمال از اوصاف روح می‏باشد و روح چون دنیا و آخرت ندارد، در هر دو جهان وجود دارد. پس كمال او هم می‏تواند چنین باشد. البته مفاهیمی همانند سعادت، كمال و رشد از كلماتی هستند كه دارای درجه‏ها و مراحل مختلفی می‏باشند، انسان با اولین حركت الهی خود چیزی را از آن كمال صاحب می‏شود و هر قدر تلاش بیشتری نماید كمال بیشتری به دست می‏آورد و چون كمال نامحدود است، انسان دایماً در حال سیر به كمال بیشتری است.


و این سیر در دنیا و آخرت برای صالحان استمرار دارد: در دنیا به خاطر عمل و در آخرت به خاطر نتایج برخی از اعمال كه در روایات آمده است. پس هدف اصلی دین، سعادت معنوی و كمال حقیقی انسان است. به طوری كه دیدن بستر مناسبی برای رشد معنوی انسانها ایجاد می‏كند. اگر در متون دینی بیشتر از مقدمه بودن دنیا برای آخرت سخن گفته شده است، به خاطر آن است كه دنیا بسیار كوتاه ولی آخرت حیات جاوید است و نیز انسان مؤمن در دنیا گرفتاری‏هایی هم دارد ولی در آخرت آنچه ظهور و بروز دارد ملكات و كمال اوست. پس منظور از آخرت، كمال اخروی است كه در دنیا هم برای انسان حاصل شده و الا در آخرت هم برای او نخواهد بود.

چكیده مطالب

بنابر این برای رابطه دین با دنیا پنج اصل وجود دارد:
الف ـ در دین‏شناسی، مطالعه برون‏دینی و درون‏دینی لازم است.
ب ـ هدف و گوهر دین، ایجاد بستری مناسب برای وصول انسان به كمال است.
ج ـ هر حالت ذهنی و عملی یا مقرّب انسان به كمال یا مبعّد او است.
د ـ دین تنها راهنمای انسان به مصادیق كمال‏بخش یا شقاوت‏آور است.
ه ـ هر حالت ذهنی و عملی ارادی در اسلام دارای حكمی است.

با توجه به این اصول رابطه‏ای مطلوب است كه با توجه به اصول پنجگانه فوق طراحی شده باشد كه عبارت است از اینكه دین اولاً، استفاده را از دنیا لازم می‏داند و ثانیاً، به آن جهت می‏دهد و ثالثاً، در تمامی جاهایی كه انسان با دنیا برخورد دارد دین هم حضور دارد.

 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران
(my.tahoor.com) اقدام نمایید.
   
 
 
 
منابع:
1- جان هيك، فلسفه دين، ترجمه: بهرام راد، ص‏19
2- شهيد مطهري، مجموعه آثار، ج‏7، ص‏122و ج‏2، ص‏177
3- عبدالكريم سروش، مجله كيان، شماره 31، ص‏9
4- عل
 
 
  فلسفه دین و نبوت
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز  
  صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما | مبانی اعلام  
  انبیاء | 14 معصوم | فقها و اصولین | فلاسفه | مورخین | محدثین | مفسرین | عرفا | ادبا و شعرا | زمامداری | دیگر دانشمندان | دیگر شخصیت ها
کتاب شناسی | متکلمین | فرقه ها و مکاتب فکری | اقوام، قبایل و طوایف | مکان ها | حوادث تاریخی